فقط سی روز دیگه
مانی عزیزم پسر نازنینم فقط سی روز دیگه مانده که تو بیای تو بغل مامانی و بابائی .
.gif)
دیشب موقع خواب اینقدر وول زدی که مامانی خوابش برد ولی بابا داشته با تو بازی میکرده و تو نصفه شبی یاد بازی کردن افتاده بودی ....
ولی از صبح تا حالا آروم خوابیدی . راستی مانی امروز خاله نیلوفر خونه ما بود با ماهانا ... از دست این ماهانا هر وقت بهش میگم مانی کجاست میاد بلوز منو میزنه بالا تورو نشون میده
تو هم وقتی که ماهانا پیش منه انگار کاملا" متوجه میشی و شروع میکنی دست و پا زدن ایشا... وقتی به دنیا آمدی کلی با هم دیگه بازی میکنید .![]()
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


فقط سی روز دیگه
